حکمت شمارهٔ 34

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک
کارها به صبر بر آید و مُستَعجِل به سر در آید.
به چشمِ خویش دیدم در بیابان
که آهسته سَبَق بُرد از شتابان
سمندِ بادپای از تک فرو ماند
شتربان هم‌چنان آهسته می‌راند

Affairs succeed by patience and a hasty man fails.

I saw with my eyes in the desert That a slow man overtook a fast one. A galloping horse, fleet like the wind, fell back Whilst the camel-man continued slowly his progress.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو مرغ امر ذی بالی ز آغاز

نه از نیروی حمد آید به پرواز

جامیبهارستاندیباچه

خنک جانی که او یاری پسندد

کز او دوریش خود صورت نبندد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 665

کتاب از دست دادن سُست‌رایی‌ست

که اغلب خوی مردم بی‌وفایی‌ست

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 38

هارون‌الرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد گفت: به خلافِ آن طاغی که به غرورِ مُلکِ مصر دعویِ خدایی کرد، نبخشم این مملکت را مگر به خسیس‌ترینِ بندگان.

سیاهی داشت نام او خَصِیب در غایتِ جهل. مُلکِ مصر به وی ارزانی داشت و گویند: عقل و درایتِ او تا به جایی بود که طایفه‌ای حُرّاثِ مصر شکایت آوردندش که پنبه کاشته بودیم بارانِ بی‌وقت آمد و تلف شد. گفت: پشم بایستی کاشتن!

سعدیگلستانباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 39

توانگری بخیل را پسری رنجور بود. نیکخواهان گفتندش: مصلحت آن است که ختم قرآنی کنی از بهر وی یا بذل قربانی. لختی به اندیشه فرو رفت و گفت: مصحف مهجور اولیتر است که گله دور.

صاحبدلی بشنید و گفت: ختمش به علت آن اختیار آمد که قرآن بر سر زبان است و زر در میان جان.

سعدیگلستانباب ششم در ضعف و پیریحکایت شمارهٔ 7

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور