Toggle stanza 1
حالم از شرح غمت افسانه(ایست)
1
حالم از شرح غمت افسانه(ایست)
چشمم از عکس رخت بتخانه(ایست)
2
هر کجا بدگوهری در عا(لمست)
در کنار آنچنان دردانه(ایست)
3
بر امید زلف چون ز(نجیر تو)
ای بسا عاقل که چون (دیوانه‌ایست)
4
گفتم او را این چه زلفـ.........
گفت هان فی‌الجمله در.........
5
از لبش یک نکته‌ای.........
وز خمش یک قطره‌ای (پیمانه‌ایست)
6
با فروغ آفتاب حسـ(ـن او)
شمع گردون کمتر از (پروانه‌ایست)
7
نازنینا رخ چه می‌پو(شی ز من)
آخر این مسکین کم (از بیگانه‌ایست)
8
از بت آزر حکایت‌ها کنـ(ـند)
بت خود این است از.........
9
دل نه جای توست آخر چـ(ـون کنم)
در جهانم خود همین (ویرانه‌ایست)
10
این نه دل خوانند کیـ.........
این نه عشق است از.........

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور