بخش 35 - گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده
Toggle stanza 1به پیکار دشمن دلیران فرست
11
به پیکار دشمن دلیران فرست
هژبران به ناورد شیران فرست
22
به رای جهاندیدگان کار کن
که صید آزمودهست گرگ کهن
33
مترس از جوانان شمشیر زن
حذر کن ز پیران بسیار فن
44
جوانان پیل افکن شیرگیر
ندانند دستان روباه پیر
55
خردمند باشد جهاندیده مرد
که بسیار گرم آزمودهست و سرد
66
جوانان شایستهٔ بخت ور
ز گفتار پیران نپیچند سر
77
گرت مملکت باید آراسته
مده کار معظم به نوخاسته
88
سپه را مکن پیشرو جز کسی
که در جنگها بوده باشد بسی
99
به خردان مفرمای کار درشت
که سندان نشاید شکستن به مشت
1010
رعیت نوازی و سر لشکری
نه کاری است بازیچه و سرسری
1111
نخواهی که ضایع شود روزگار
به ناکاردیده مفرمای کار
1212
نتابد سگ صید روی از پلنگ
ز روبه رمد شیر نادیده جنگ
1313
چو پرورده باشد پسر در شکار
نترسد چو پیش آیدش کارزار
1414
به کشتی و نخجیر و آماج و گوی
دلاور شود مرد پرخاشجوی
1515
به گرمابه پرورده و عیش و ناز
برنجد چو بیند در جنگ باز
1616
دو مردش نشانند بر پشت زین
بود کش زند کودکی بر زمین
1717
یکی را که دیدی تو در جنگ پشت
بکش گر عدو در مصافش نکشت
1818
مخنث به از مرد شمشیر زن
که روز وغا سر بتابد چو زن
1919
چه خوش گفت گرگین به فرزند خویش
چو قربان پیکار بربست و کیش
2020
اگر چون زنان جست خواهی گریز
مرو آب مردان جنگی مریز
2121
سواری که در جنگ بنمود پشت
نه خود را که نام آوران را بکشت
2222
شجاعت نیاید مگر زآن دو یار
که افتند در حلقهٔ کارزار
2323
دو همجنس همسفرهٔ همزبان
بکوشند در قلب هیجا به جان
2424
که تنگ آیدش رفتن از پیش تیر
برادر به چنگال دشمن اسیر
2525
چو بینی که یاران نباشند یار
هزیمت ز میدان غنیمت شمار

