بخش 9 - حکایت

Toggle stanza 1
برهنه تنی یک درم وام کرد
1
برهنه تنی یک درم وام کرد
تن خویش را کسوتی خام کرد
2
بنالید کای طالع بدلگام
به گرما بپختم در این زیر خام
3
چو ناپخته آمد ز سختی به جوش
یکی گفتش از چاه زندان: «خموش!»
4
به جای آور، ای خام، شکر خدای
که چون ما نه‌ای خام بر دست و پای

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور