بخش 13 - گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن
Toggle stanza 1عبادت به اخلاص نیت نکوست
11
عبادت به اخلاص نیت نکوست
وگر نه چه آید ز بی مغز پوست؟
22
چه زنار مغ در میانت چه دلق
که در پوشی از بهر پندار خلق
33
مکن گفتمت مردی خویش فاش
چو مردی نمودی مخنث مباش
44
به اندازهٔ بود باید نمود
خجالت نبرد آن که ننمود و بود
55
که چون عاریت بر کنند از سرش
نماید کهن جامهای در برش
66
اگر کوتهی پای چوبین مبند
که در چشم طفلان نمایی بلند
77
وگر نقره اندوده باشد نحاس
توان خرج کردن بر ناشناس
88
منه جان من آب زر بر پشیز
که صراف دانا نگیرد به چیز
99
زر اندودگان را به آتش برند
پدید آید آنگه که مس یا زرند
1010
ندانی که بابای کوهی چه گفت
به مردی که ناموس را شب نخفت؟
1111
برو جان بابا در اخلاص پیچ
که نتوانی از خلق رستن به هیچ
1212
کسانی که فعلت پسندیدهاند
هنوز از تو نقش برون دیدهاند
1313
چه قدر آورد بنده حوردیس
که زیر قبا دارد اندام پیس؟
1414
نشاید به دستان شدن در بهشت
که بازت رود چادر از روی زشت

