بخش 7 - حکایت

Toggle stanza 1
بزارید وقتی زنی پیش شوی
1
بزارید وقتی زنی پیش شوی
که دیگر مخر نان ز بقال کوی
2
به بازار گندم‌فروشان گرای
که این جو‌فروشی‌ست گندم‌نما‌ی
3
نه از مشتری‌، کز زحام مگس
به یک هفته رویش ندیده‌ست کس
4
به‌دلداری آن مرد صاحب‌نیاز
به زن گفت کای روشنایی بساز
5
به امید ما کلبه اینجا گرفت
نه مردی بوَد نفع از او وا گرفت
6
ره نیک‌مردان‌ِ آزاده گیر
چو استاده‌ای دست افتاده گیر
7
ببخشای کآنان که مرد حقند
خریدار دکان بی‌رونق‌ند
8
جوانمرد اگر راست خواهی ولی‌ست
کرم پیشهٔ شاه مردان علی‌ست

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور