غزل شمارهٔ 812
Toggle stanza 1خنبهای لایزالی جوش باد
11
خنبهای لایزالی جوش باد
باده نوشان ازل را نوش باد
22
تیزچشمان صفا را تا ابد
حلقههای عشق تو در گوش باد
33
دوش گفتم ساقیش را هوش دار
ساقیش گفتا مرا بیهوش باد
44
ای خدا از ساقیان بزم غیب
در دو عالم بانگ نوشانوش باد
55
عقل کل کو راز پوشاند همی
مست باد و راز بیروپوش باد
66
هر سحر همچون سحرگه بیحجاب
آفتاب حسن در آغوش باد
77
شمس تبریز ار چه پشتش سوی ماست
صد هزاران آفرین بر روش باد

