غزل شمارهٔ 1207
Toggle stanza 1نیمشب از عشق تا دانی چه میگوید خروس
11
نیمشب از عشق تا دانی چه میگوید خروس
خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس
22
پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجهام
روزگار نازنین را میدهد بر آنموس
33
در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش
نام او را طیر خوانی نام خود را آنترپوس
44
آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا
او به صورت مرغ باشد در حقیقت انگلوس
55
من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد
خاک پای او به آید از سر واسلیوس
66
گَرد کفش خاک پای مصطفی را سرمه ساز
تا نباشی روز حشر از جملهٔ کالویروس
77
رو شریعت را گزین و امر حق را پاس دار
گر عرب باشی و گر ترک و وگر سراکنوس

