غزل شمارهٔ 1307
شاعر: رومی
Toggle stanza 1ای مونس و غمگسار عاشق
11
ای مونس و غمگسار عاشق
وی چشم و چراغ و یار عاشق
22
ای داروی فربهی و صحت
از بهر تن نزار عاشق
33
ای رحمت و پادشاهی تو
بربوده دل و قرار عاشق
44
ای کرده خیال را رسولی
در واسطه یادگار عاشق
55
آن را که به خویش بار ندهی
کی بیند کار و بار عاشق
66
از جذب و کشیدن تو باشد
آن ناله زار زار عاشق
77
تعلیم و اشارت تو باشد
آن حیله گری و کار عاشق
88
از راه نمودن تو باشد
آن رفتن راهوار عاشق
99
ای بند تو دلگشای عاشق
وی پند تو گوشوار عاشق
1010
دیرست که خواب شب نمانده است
در دیده شرمسار عاشق
1111
دیرست که اشتها برفتست
از معده لقمه خوار عاشق
1212
دیرست که زعفران برستست
از چهره لاله زار عاشق
1313
دیرست کز آبهای دیده
دریا کردی کنار عاشق
1414
زینها چه زیانش چون تو باشی
چاره گر و غمگسار عاشق
1515
صد گنج فروشیش به دانگی
وان دانگ کنی نثار عاشق
1616
ای لاف ابیت عند ربی
آرایش و افتخار عاشق
1717
لو لاک لما خلقت الافلاک
نه چرخ به اختیار عاشق
1818
بس کن که عنایتش بسنده است
برهان و سخن گزار عاشق

