Toggle stanza 1
آن خواجه اگر چه تیزگوش است
1
آن خواجه اگر چه تیزگوش است
استیزه کن و گران فروش است
2
من غره به سست خنده او
ایمن گشتم که او خموش است
3
هش دار که آب زیر کاه است
بحری است که زیر که به جوش است
4
هر جا که روی هش است مفتاح
این جا چه کنی که قفل هوش است
5
در روی تو بنگرد بخندد
مغرور مشو که روی پوش است
6
هر دل که به چنگ او درافتاد
چون چنگ همیشه در خروش است
7
با این همه روح‌ها چو زنبور
طواف ویند زانک نوش است
8
شیری است که غم ز هیبت او
در گور مقیم همچو موش است
9
شمس تبریز روز نقد است
عالم به چه در حدیث دوش است

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور