غزل شمارهٔ 1267
Toggle stanza 1در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
11
در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
بیچهره خوش او در خوش هزار ناخوش
22
دل از تو شرحه شرحه بنشین کباب میخور
خون چون میست جوشان بنشین شراب میچش
33
گوشی کشد مرا می گوشی دگر کشد وی
ای دل در این کشاکش بنشین و باده میکش
44
هفت اخترند عامل در شش جهت ولیکن
ای عشق بردریدی این هفت را از آن شش
55
گاهی چو آفتابم سرمایه بخش صد مه
گه چون مهم گذاران در عشق یار مه وش
66
گر منکری گریزد از عشق نیست نادر
کز آفتاب دارد پرهیز چشم اعمش
77
صدغ الوفاء حقاء من فقدکم مشوش
وجه الولاء حقاء من عبرتی منقش
88
القلب لیس یلقی نادیک کیف یصبر
الاذن لیس یلقن حادیک کیف ینعش

