غزل شمارهٔ 1000
شاعر: رومی
Toggle stanza 1آنچ گل سرخ قبا میکند
11
آنچ گل سرخ قبا میکند
دانم من کان ز کجا میکند
22
بید پیاده که کشیدست صف
آنچ گذشتست قضا میکند
33
سوسن با تیغ و سمن با سپر
هر یک تکبیر غزا میکند
44
بلبل مسکین که چهها میکشد
آه از آن گل که چهها میکند
55
گوید هر یک ز عروسان باغ
کان گل اشارت سوی ما میکند
66
گوید بلبل که گل آن شیوهها
بهر من بیسر و پا میکند
77
دست برآورده به زاری چنار
با تو بگویم چه دعا میکند
88
بر سر غنچه کی کله مینهد
پشت بنفشه کی دوتا میکند
99
گرچه خزان کرد جفاها بسی
بین که بهاران چه وفا میکند
1010
فصل خزان آنچ به تاراج برد
فصل بهار آمد ادا میکند
1111
ذکر گل و بلبل و خوبان باغ
جمله بهانهست چرا میکند
1212
غیرت عشق است وگر نه زبان
شرح عنایات خدا میکند
1313
مفخر تبریز و جهان شمس دین
باز مراعات شما میکند

