غزل شمارهٔ 2976

Toggle stanza 1
شد جادوی حرام و حق از جادوی بری
1
شد جادوی حرام و حق از جادوی بری
بر تو حرام نیست که محبوب ساحری
2
می‌بند و می‌گشا که همین است جادوی
می‌بخش و می‌ربا که همین است داوری
3
دریا بدیده‌ایم که در وی گهر بود
دریا درون گوهر کی کرد باوری
4
سحر حلال آمد بگشاد پر و بال
افسانه گشت بابل و دستان سامری
5
همیان زر نهاده و معیوب می‌خرد
ای عاشقان کی دید که شد ماه مشتری
6
امروز می‌گزید ز بازار اسپ او
اسپان پشت ریش و یدک‌های لاغری
7
گفتم که اسب مرده چنین راه کی برد
گفتا که راه ما نتوان شد به لمتری
8
کشتی شکسته باید در آبگیر خضر
کشتی چو نشکنی تو نه کشتی که لنگری
9
دنیا چو قنطره‌ست گذر کن چو پا شکست
با پای ناشکسته از این پول نگذری
10
زیرا رجوع ضد قدوم است و عکس او است
فرمان ارجعی را منیوش سرسری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مردانه می کشد به جفایم ستمگری

تا میرم و دگر ندهم دل به دیگری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1952

دقیقی - رحمه الله تعالی - از شعرای ماتقدم است و ابتدای شاهنامه او کرده است و بیست هزار بیت کمابیش گفته و فردوسی آن را به اتمام رسانیده و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

یاری گزیدم از همه مردم پری نژاد

جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 3 - دقیقی

خوش کرد یاوری فلکت روز داوری

تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 451

ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری

آنجا که باد زهره ندارد خبر بری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 543

رفتی و همچنان به خیال من اندری

گویی که در برابر چشمم مصوری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 551

کس درنیامده‌ست بدین خوبی از دری

دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 554

هر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری

بار دوم ز بار نخستین نکوتری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 558

یا ملوک الجمال رفقا باسری

یا صحاة ارحموا تقلب سکری

سعدیمواعظقصاید و قطعات عربیشعر 19 - وله ایضا

غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟

هم‌صحبت تو همچو تو باید هنروری

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 203

ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری

درویشی اختیار کنی بر توانگری

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 55 - در پند و اندرز

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور