غزل شمارهٔ 1959

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 23

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
1
روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
زلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسن
2
عقل گوید گوهرم گوهر شکستن شرط نیست
عشق گوید سنگ ما بستان و بر گوهر بزن
3
سنگ ما گوهر شکست و حیف هم بر سنگ ماست
حیف هم بر روح باشد گر شدش قربان بدن
4
این نه بس دل را که دلبر دست در خونش کند
این نه بس بت را که باشد چون خلیلش بت شکن
5
هر که را جست او به رحمت وارهید از جست و جو
هر که را گفت آن مایی وارهید از ما و من
6
آن لبی کانگشت خود لیسید روزی زان عسل
وصف آن لب را چه گویم کان نگنجد در دهن
7
هر که صحرایی بود ایمن بود از زلزله
هر که دریایی بود کی غم خورد از جامه کن
8
کی سلیمان را زیان شد گر شد او ماهی فروش
اهرمن گر ملک بستد اهرمن بد اهرمن
9
گر بشد انگشتری انگشت او انگشتری است
پرده بود انگشتری کای چشم بد بر وی مزن
10
چشم بد خود را خورد خود ماه ما زان فارغ است
شمع کی بدنام شد گر نور او بستد لگن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من

صیقل زنگار این آیینه شد آخر کفن

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2391

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 390

سَروَرِ اَهلِ عَمایِم، شمعِ جمعِ انجمن

صاحبِ صاحب‌قَران، خواجه قوام‌الدین حَسَن

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 22

گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان

جامه چندین کی تنیدی پیله گرد خویشتن

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 175

چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن

تا به شکرانهٔ نخست اندر نبازی جان و تن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 299

ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن

عاشقی آری ولیکن بر مراد خویشتن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 335

عقل محرم تا بود دستور سلطان بدن

کی به ناواجب رود فرمان جان در ملک تن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 125 - در مدح خواجه معین الدین ابونصر احمدبن فضل غزنوی

ای امیرالمومنین ای شمع دین ای بوالحسن

ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 126 - در نعت علی (ع)

گر شراب دوست را در دست تو نبود ثمن

خویشت را در خرابات جوانمردی فگن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 129 - در مدح علی بن حسن

دی ز دلتنگی زمانی طوف کردم در چمن

یک جهان جان دیدم آنجا رسته از زندان تن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 131 - در مدح قاضی نجم‌الدین حسن غزنوی

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور