غزل شمارهٔ 1648
Toggle stanza 1ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
11
ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
می گلرنگ بده تا همه یک رنگ شویم
22
صورت لطف سقی الله توی در دو جهان
رخ می رنگ نما تا همگان دنگ شویم
33
باده منسوخ شود چون به صفت باده شویم
بنگ منسوخ شود چون همگی بنگ شویم
44
هین که اندیشه و غم پهلوی ما خانه گرفت
باده ده تا که از او ما به دو فرسنگ شویم
55
مطربا بهر خدا زخمه مستانه بزن
تا ز زخمه خوش تو ساخته چون چنگ شویم
66
مجلس قیصر روم است بده صیقل دل
تا که چون آینه جان همه بیرنگ شویم
77
یک جهان تنگ دل و ما ز فراخی نشاط
یک نفس عاشق آنیم که دلتنگ شویم
88
دشمن عقل کی دیدهست کز آمیزش او
همه عقل و همه علم و همه فرهنگ شویم
99
شمس تبریز چو در باغ صفا رو بنمود
زود در گردن عشقش همه آونگ شویم
زمین

