غزل شمارهٔ 1168
شاعر: رومی
Toggle stanza 1جان خراباتی و عمر بهار
11
جان خراباتی و عمر بهار
هین که بشد عمر چنین هوشیار
22
جان و جهان! جان مرا دست گیر
چشم جهان! حرف مرا گوش دار
33
صورت دل آمد و پیشم نشست
بستهسر و خسته و بیماروار
44
دست مرا بر سر خود مینهاد
کای به غم دوست مرا دست یار
55
درد سرم نیست ز صفرا و تب
از می عشق است سرم پرخمار
66
این همه شیوهست مرادش توی
ای شکرت کرده دلم را شکار
77
جان من از ناله چو تنبور شد
حال دلم بشنو از آواز تار
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
زنده کدام است بر هوشیار؟
آن که بمیرد به سر کوی یار
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 297
میر خرابات توی ای نگار
وز تو خرابات چنین بیقرار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1165
چند از این راه نو روزگار
پرده آن یار قدیمی بیار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1166
مست توام نه از می و نه از کوکنار
وقت کنارست بیا گو کنار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1167

