غزل شمارهٔ 2261
Toggle stanza 1بوقلمون چند از انکار تو
11
بوقلمون چند از انکار تو
در کف ما چند خلد خار تو
22
یار تو از سر فلک واقف است
پس چه بود پیش وی اسرار تو
33
چند بگویی که همین بار و بس
چند از این چند از این بار تو
44
ای ز تو بیمار حبیب و طبیب
بسته ز ناسور تو تیمار تو
55
خورده می غفلت و منکر شده
بوی دهانت شده اقرار تو

