Toggle stanza 1
هر شب که بود قاعده سفره نهادن
1
هر شب که بود قاعده سفره نهادن
ما را ز خیال تو بود روزه گشادن
2
ای لطف تو را قاعده بر روزه گشایان
مانند مسیحا ز فلک مایده دادن
3
چون قوت دل از مطبخ سودای تو باشد
باید به میان رفتن و در لوت فتادن
4
ما را هم از آن آتش دل آب حیات است
بر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن
5
کار حیوان است نه کار دل و جان است
در خاک بپوسیدن و از خاک بزادن

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور