Toggle stanza 1
باز شد در عاشقی بابی دگر
1
باز شد در عاشقی بابی دگر
بر جمال یوسفی تابی دگر
2
مژده بیداران راه عشق را
آنک دیدم دوش من خوابی دگر
3
ساخته شد از برای طالبان
غیر این اسباب اسبابی دگر
4
ابرها گر می‌نبارد نقد شد
از برای زندگی آبی دگر
5
یارکان سرکش شدند و حق بداد
غیر این اصحاب اصحابی دگر
6
سبزه زار عشق را معمور کرد
عاشقان را دشت و دولابی دگر
7
وین جگرهایی که بد پرزخم عشق
شد درآویزان به قلابی دگر
8
عشق اگر بدنام گردد غم مخور
عشق دارد نام و القابی دگر
9
کفشگر گر خشم گیرد چاره شد
صوفیان را نعل و قبقابی دگر
10
گر نداند حرف صوفی دان که هست
دردهای عشق را بابی دگر
11
از هوای شمس دین آموختم
جانب تبریز آدابی دگر

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور