غزل شمارهٔ 469
شاعر: رومی
Toggle stanza 1ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
11
ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
پر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیست
22
غصه در آن دل بود کز هوس او تهیست
غم همه آن جا رود کان بت عیار نیست
33
ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شوی
بندم لب گویمت خواجه شکرخوار نیست
44
در دل اگر تنگیست تنگ شکرهای اوست
ور سفری در دلست جز بر دلدار نیست
55
ای که تو بیغم نهای میکن دفع غمش
شاد شو از بوی یار کت نظر یار نیست
66
ماه ازل روی او بیت و غزل بوی او
بوی بود قسم آنک محرم دیدار نیست
زمین

