غزل شمارهٔ 776

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
1
عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
خوش به هر قطره دو صد گوهر جان بردارند
2
همه از کار از آن روی معطل شده‌اند
چو از آن سر نگری موی به مو در کارند
3
گرچه بی‌دست و دهانند درختان چمن
لیک سرسبز و فزاینده و دردی خوارند
4
صد هزارند ولیکن همه یک نور شوند
شمع‌ها یک صفتند ار به عدد بسیارند
5
نورهاشان به هم اندرشده بی‌حد و قیاس
چون برآید مه تو جمله به تو بسپارند
6
چشم‌هاشان همه وامانده در بحر محیط
لب فروبسته از آن موج که در سر دارند
7
ای بسا جان سلیمان نهان همچو پری
که به لشکرگهشان مور نمی‌آزارند
8
هست اندر پس دل واقف از این جاسوسی
کو بگوید همه اسرار گرش بفشارند
9
بی کلیدیست که چون حلقه ز در بیرونند
ور نه هر جزو از آن نقده کل انبارند
10
این بدن تخت شه و چار طبایع پایش
تاجداران فلک تخت به تو نگذارند
11
شمس تبریز اگر تاج بقا می‌بخشد
دل و جان را تو بشارت ده اگر بیدارند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور