غزل شمارهٔ 206
Toggle stanza 1ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟
11
ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟
ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا ؟
22
سوسن با صد زبان از تو نشانم نداد
گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا
33
از کف تو ای قمر باغِ دهان پرشکر
وز کف تو بیخبر با همه برگ و نوا
44
سرو اگر سر کشید در قد تو کی رسید
نرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او تو را
55
مرغ اگر خطبه خواند شاخ اگر گل فشاند
سبزه اگر تیز راند هیچ ندارد دوا
66
شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود
ابر حریفِ گیاه، صبر حریف صبا
77
هر طرفی صف زده مردم و دیو و دده
لیک در این میکده پای ندارند پا
88
هر طرفیام بجو هر چه بخواهی بگو
ره نبَری تار مو تا ننمایم هدی
99
گرم شود روی آب از تپش آفتاب
باز هَمَش آفتاب برکشد اندر علا
1010
بر برَدَش خرد خرد تا که ندانی چه بُرد
صاف بدزدد ز دُرد شعشعه دلربا
1111
زین سخن بوالعجب بستم من هر دو لب
لیک فلک جمله شب میزندت الصلا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مورچهٔ خط تو، کرد چو موری مرا
کی کند ای مشک مو مور تو چندین جفا
عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 3
ای به خلا و ملا خوی تو هنگامه زا
با همه در گفتگو بی همه با ماجرا
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4
چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟
جان تو در دست ماست همچو گلوی عصا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 205
باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
باز گلِ لعلپوش میبدراند قبا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 211

