غزل شمارهٔ 832
شاعر: رومی
Toggle stanza 1شب شد و هنگام خلوتگاه شد
11
شب شد و هنگام خلوتگاه شد
قبله عشاق روی ماه شد
22
مه پرستان ماه خندیدن گرفت
شب روان خیزید وقت راه شد
33
خواب آمد ما و منها لا شدند
وقت آن بیخواب الاالله شد
44
مغزها آمیخته با کاه تن
تن بخفت و دانهها بیکاه شد
55
هندوان خرگاه تن را روفتند
ترک خلوت دید و در خرگاه شد
66
گفت و گوهای جهان را آب برد
وقت گفتن های شاهنشاه شد
77
شمس تبریزی چو آمد در میان
اهل معنی را سخن کوتاه شد

