غزل شمارهٔ 1698
Toggle stanza 1ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
11
ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
22
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
33
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
44
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
55
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم

