Toggle stanza 1
تو جام عشق را بستان و می‌رو
1
تو جام عشق را بستان و می‌رو
همان معشوق را می‌دان و می‌رو
2
شرابی باش بی‌ خاشاکِ صورت
لطیف و صاف همچون جان و می‌رو
3
یکی دیدار او صد جان به ارزد
بده جان و بخر ارزان و می‌رو
4
چو دیدی آن چنان سیمین‌بری را
بده سیم و بنه همیان و می‌رو
5
اگر عالم شود گریان تو را چه؟
نظر کن در مه خندان و می‌رو
6
اگر گویند زرّاقی و خالی
بگو هستم دوصد چندان و می‌رو
7
کلوخی بر لب خود مال با خلق
شکر را گیر در دندان و می‌رو
8
بگو: " آن مه مرا باقی شما را
نه سر خواهیم و نی سامان" و می‌رو
9
کی است آن مه خداوند شمس تبریز
درآ در ظل آن سلطان و می‌رو

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور