غزل شمارهٔ 205
شاعر: رومی
Toggle stanza 1چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟
11
چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟
جان تو در دست ماست همچو گلوی عصا
22
چند بکردی طواف گرد جهان از گزاف
زین رمه پُر ز لاف هیچ تو دیدی وفا ؟
33
روز دو سه ای زحیر گِردِ جهان گشته گیر
همچو سگانْ مردهگیر گُرْسِنِه و بینوا
44
مردهدل و مردهجو چون پسرِ مردهشو
از کفنِ مردهایست در تنِ تو آن قبا
55
زنده ندیدی که تا مرده نماید تو را
چند کِشی در کنار صورتِ گرمابه را ؟
66
دامنِ تو پرسفال پیش تو آن زر و مال
باورم آنگه کنی که اجل آرد فنا
77
گویی که زر کهن من چه کنم بخش کن
من به سما میروم نیست زر آن جا روا
88
جغد نهای بلبلی از چه در این منزلی ؟
باغ و چمن را چه شد سبزه و سرو و صبا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مورچهٔ خط تو، کرد چو موری مرا
کی کند ای مشک مو مور تو چندین جفا
عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 3
ای به خلا و ملا خوی تو هنگامه زا
با همه در گفتگو بی همه با ماجرا
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4
ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟
ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا ؟
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 206
باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
باز گلِ لعلپوش میبدراند قبا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 211

