غزل شمارهٔ 1978

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 23

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من
1
ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من
ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن
2
مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن
چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن
3
نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جان
نام شمس الدین چو شمع و جان بنده چون لگن
4
مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو
بر تن و جان وصف او بنواز تن تن تن تنن
5
نام شمس الدین چو شمعی همچو پروانه بسوز
پیش آن چوگان نامش گوی جان را درفکن
6
تا شود این جان تو رقاص سوی آسمان
تا شود این جان پاکت پرده سوز و گام زن
7
شمس دین و شمس دین و شمس دین می گو و بس
تا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن
8
مطربا گرچه نیی عاشق مشو از ما ملول
عشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن
9
یک شبی تا روز دف را تو بزن بر نام او
کز جمال یوسفی دف تو شد چون پیرهن
10
ناگهان آن گلرخم از گلستان سر برزند
پیش آن گل محو گردد گلستان‌های چمن
11
لاله‌ها دستک زنان و یاسمین رقصان شده
سوسنک مستک شده گوید چه باشد خود سمن
12
خارها خندان شده بر گل بجسته برتری
سنگ‌ها تابان شده با لعل گوید ما و من

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من

صیقل زنگار این آیینه شد آخر کفن

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2391

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 390

سَروَرِ اَهلِ عَمایِم، شمعِ جمعِ انجمن

صاحبِ صاحب‌قَران، خواجه قوام‌الدین حَسَن

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 22

گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان

جامه چندین کی تنیدی پیله گرد خویشتن

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 175

چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن

تا به شکرانهٔ نخست اندر نبازی جان و تن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 299

ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن

عاشقی آری ولیکن بر مراد خویشتن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 335

عقل محرم تا بود دستور سلطان بدن

کی به ناواجب رود فرمان جان در ملک تن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 125 - در مدح خواجه معین الدین ابونصر احمدبن فضل غزنوی

ای امیرالمومنین ای شمع دین ای بوالحسن

ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 126 - در نعت علی (ع)

گر شراب دوست را در دست تو نبود ثمن

خویشت را در خرابات جوانمردی فگن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 129 - در مدح علی بن حسن

دی ز دلتنگی زمانی طوف کردم در چمن

یک جهان جان دیدم آنجا رسته از زندان تن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 131 - در مدح قاضی نجم‌الدین حسن غزنوی

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور