غزل شمارهٔ 2263

Toggle stanza 1
یا قمرا لوعه للقمرین سکن
1
یا قمرا لوعه للقمرین سکن
حلت علی حریمهم فی خطر لیمنوا
2
یا شجرا غصونه فوق سماء وهمنا
هز هز فی قلوبنا مرحمه لنجتنوا
3
هر کی تو گردنش زدی گشت درازگردن او
خرمن هر کی سوختی گشت بزرگ خرمن او
4
هر کی سرش شکافتی سر بفراخت بر فلک
هر کی تو در چهش کنی یافت جهان روشن او
5
یا بلدا مخلدا افلح من ثوی به
للبرکات مطلع للثمرات معدن
6
یا سحرا منورا لیس عقیبه دجی
افلح کل منظر ذاک به مزین
7
هر کی طرب رها کند پشت سوی وفا کند
بازکشاندش به خود با کرم مفتن او
8
می‌کشدش که ای رهی از کف من کجا رهی
رو به من آورید هین ها الذین آمنوا
9
جاء اوان وصلنا یلحقنا باصلنا
شممنا عبیره فانتهضوا لتیقنوا
10
ما بقی انسلاخنا ان هنا مناخنا
فی عرفات معشر ابتکروا و احسنوا
11
پند نگار خود شنو از بر او برون مرو
ای دل و دیده دیده‌ای ای دل و دیده من او
12
پیش خودم همی‌نشان بر سر من همی‌فشان
تا ز تو لاف می‌زنم کم بگرفت دامن او
13
قد نطق الهوی اسکتوا استمعوا و انصتوا
ان لسان نطقنا عند لقاه الکن
14
بستم من دهان خود دل بگشاد صد دهان
بهر دل تو تن زدم بس بودم نوازن او
15
در گل و در شکر نشین بهر خدای لطف بین
سیب و انار تازه چین کمد در فشاندن او

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور