غزل شمارهٔ 1303

Toggle stanza 1
گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف
1
گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف
کز ترش رویی همی‌رنجد دلارام ظریف
2
گر همی انکار خود پنهان کنی بر روی تو
می‌نماید دشمنی‌ها بر رخ تو لیف لیف
3
روز گردک بر رخ داماد می‌باشد نشان
از جمال او که نامش کرد رومی نیف نیف
4
چون خداوند شمس دین چوگان زند یارش کجاست
ور بر اسب فضل بنشیند کجا دارد ردیف
5
خوان و بزم هر دو عالم نزد بزم شمس دین
چون یکی کاسه پرآش و بر سر او یک رغیف
6
وان رغیف و آش و کاسه صدقه تبریز دان
از کمال و حرمت شهر شهنشاه شریف

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور