غزل شمارهٔ 134
شاعر: رومی
Toggle stanza 1ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
11
ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
در صبوح آور سبک مستان خوابآلود را
22
یک به یک در آب افکن جمله تر و خشک را
اندر آتش امتحان کن چوب را و عود را
33
سوی شورستان روان کن شاخی از آب حیات
چون گل نسرین بخندان خار غم فرسود را
44
بلبلان را مست گردان مطربان را شیرگیر
تا که درسازند با هم نغمه داوود را
55
بادپیما بادپیمایان خود را آب ده
کوری آن حرص ِافزونجویِ کمپیمود را
66
هم بزن بر صافیان آن دُرد دردانگیز را
هم بخور با صوفیان پالوده بیدود را
77
می میاور زان بیاور که می از وی جوش کرد
آنک جوشش در وجود آورد هر موجود را
88
زان میی کاندر جبل انداخت صد رقص الجمل
زان میی کاو روشنی بخشد دل مردود را
99
هر صباحی عید داریم از تو خاصه این صبوح
کهز کرم بَرمیفشانی باده موعود را
1010
برفشان چندانکه ما افشانده گردیم از وجود
تا که هر قاصد بیابد در فنا مقصود را
1111
همچو آبی دیده در خود آفتاب و ماه را
چون ایازی دیده در خود هستی محمود را
1212
شمس تبریزی برآر از چاه مغرب مشرقی
همچو صبحی کاو برآرد خنجر مغمود را
زمین

