غزل شمارهٔ 174
Toggle stanza 1ز آتش شهوت برآوردم تو را
11
ز آتش شهوت برآوردم تو را
و اندر آتش بازگستردم تو را
22
از دل من زادهای همچون سخن
چون سخن من هم فروخوردم تو را
33
با منی وز من نمیدانی خبر
چشم بستم جادوی کردم تو را
44
تا نیازارد تو را هر چشم بد
از برای آن بیازردم تو را
55
رو جوامردی کن و رحمت فشان
من به رحمت بس جوامردم تو را
زمین

