غزل شمارهٔ 889
Toggle stanza 1روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
11
روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
ای خنک آن را که او روی شما را ندید
22
من شده مهمان تو در چمن جان تو
پای پر از خار شد دست یکی گل نچید
33
ای مثل خارپشت گرد تو خار درشت
خار تو ما را بکشت مار تو ما را گزید
44
با تو موافق شدم با تو منافق شدم
بر دبه عاشق شدم در دبه زیت پلید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
غمزه مردم کشی پرده صبرم درید
من نرسیدم بدو، کام به جانم رسید
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 805
تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید
عاشقی از جان من نسبت آدم برید
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 140
واقعهٔ عشق را نیست نشانی پدید
واقعهای مشکل است بسته دری بی کلید
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 374
یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
جمله ارواحنا تغمس فیما ترید
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1012
صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید
نیم شبی ناگهان صبح قیامت دمید
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 890
نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید
صورت بستان نهان بوی گلستان بدید
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 894

