غزل شمارهٔ 2745
Toggle stanza 1آخر گل و خار را بدیدی
11
آخر گل و خار را بدیدی
روز و شب تار را بدیدی
22
بس نقش و نگار درشکستی
تا نقش و نگار را بدیدی
33
از عالم خاک برگذشتی
و آن گرد و غبار را بدیدی
44
میخند چو گل در این گلستان
کان جان بهار را بدیدی
55
بی کار شدی ز کار عالم
چون حاصل کار را بدیدی
66
چون باده ساقی اندرآمیز
چون رنج خمار را بدیدی

