غزل شمارهٔ 2245
Toggle stanza 1مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
11
مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو
22
ای شه و سلطان ما ای طربستان ما
در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو
33
نرگس خمار او ای که خدا یار او
دوش ز گلزار او هر چه بچیدی بگو
44
ای شده از دست من چون دل سرمست من
ای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگو
55
عید بیاید رود عید تو ماند ابد
کز فلک بیمدد چون برهیدی بگو
66
در شکرستان جان غرقه شدم ای شکر
زین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگو
77
میکشدم می به چپ میکشدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی بگو
88
می به قدح ریختی فتنه برانگیختی
کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو
99
شور خرابات ما نور مناجات ما
پرده حاجات ما هم تو دریدی بگو
1010
ماه به ابر اندرون تیره شدهست و زبون
ای مه کز ابرها پاک و بعیدی بگو
1111
ظل تو پاینده باد ماه تو تابنده باد
چرخ تو را بنده باد از چه رمیدی بگو
1212
عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی
گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو
1313
مرد مجاهد بدم عاقل و زاهد بدم
عافیتا همچو مرغ از چه پریدی بگو

