Toggle stanza 1
بربند دهان از نان کآمد شکر روزه
1
بربند دهان از نان کآمد شکر روزه
دیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه
2
آن شاه دو صد کشور تاجیت نهد بر سر
بربند میان زوتر کآمد کمر روزه
3
زین عالم چون سجین برپر سوی علیین
بستان نظر حق بین زود از نظر روزه
4
ای نقره باحرمت در کوره این مدت
آتش کندت خدمت اندر شرر روزه
5
روزه نم زمزم شد در عیسی مریم شد
بر طارم چارم شد او در سفر روزه
6
کو پر زدن مرغان کو پر ملک ای جان
این هست پر چینه و آن هست پر روزه
7
گر روزه ضرر دارد صد گونه هنر دارد
سودای دگر دارد سودای سر روزه
8
این روزه در این چادر پنهان شده چون دلبر
از چادر او بگذر واجو خبر روزه
9
باریک کند گردن ایمن کند از مردن
تخمه اثر خوردن مستی اثر روزه
10
سی روز در این دریا پا سر کنی و سر پا
تا دررسی ای مولا اندر گهر روزه
11
شیطان همه تدبیرش و آن حیله و تزویرش
بشکست همه تیرش پیش سپر روزه
12
روزه کر و فر خود خوشتر ز تو برگوید
دربند در گفتن بگشای در روزه
13
شمس الحق تبریزی هم صبری و پرهیزی
هم عید شکرریزی هم کر و فر روزه

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور