Toggle stanza 1
ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید
1
ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید
که الله الله ز آتش‌رخان فرار کنید
2
که آتشِ رُخِشان خاصیت چنین دارد
که هر قرار که دارید بی‌قرار کنید
3
دلی که کاهل گردد نداش می‌آید
که زنده است سلیمان عشق کار کنید
4
مباش کاهل کاین قافله روانه شدست
ز قافله بممانید و زود بار کنید
5
چهارپای طبایع نکوبد این ره را
به ترک خاک و هواها و آب و نار کنید
6
غنیست چشم من از سرمه سپاهانی
ز خاک تبریز او را مگر نثار کنید
7
بزرگی از شه ارواح شمس تبریزست
وجودها پی این کبریا صغار کنید

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور