غزل شمارهٔ 1396

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)

قافیہ: ارروم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
باز در اسرار روم جانب آن یار روم
1
باز در اسرار روم جانب آن یار روم
نعره بلبل شنوم در گل و گلزار روم
2
تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا
همره دل گردم خوش جانب دلدار روم
3
صبر نمانده‌ست که من گوش سوی نسیه برم
عقل نمانده‌ست که من راه به هنجار روم
4
چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن
گوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم
5
خسته دام است دلم بر در و بام است دلم
شاهد دل را بکشم سوی خریدار روم
6
گفت مرا در چه فنی کار چرا می نکنی
راه دکانم بنما تا که پس کار روم
7
تا که ز خود بد خبرش رفت دلم بر اثرش
کو اثری از دل من تا که بر آثار روم
8
تا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسد
کف به کف یار دهم در کنف غار روم
9
درس رئیسان خوشی بی‌هشی است و خمشی
درس چو خام است مرا بر سر تکرار روم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور