Toggle stanza 1
دوری که در [او] آمدن و رفتنِ ماست،
1
دوری که در [او] آمدن و رفتنِ ماست،
او را نه نهایت، نه بدایت پیداست
2
کس می‌نزند دمی در این معنی راست،
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست؟!

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

راهی ست ز حق به خلق بس روشن و راست

راهی ست ز خلق سوی حق پر کم و کاست

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 19

آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست

آن ساده به از دو صد نگار زیبا است

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 117

آن بت که جمال و زینت مجلس ماست

در مجلس ما نیست ندانیم کجاست

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 118

آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست

چون غرقهٔ ما شدی همه لطف و وفاست

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 121

آن شب که ترا به خواب بینم پیداست

چون روز شود چو روز دل پرغوغاست

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 137

امروز چه روز است که خورشید دوتاست

امروز ز روزها برونست و جداست

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 162

امشب شب آنست که جان شبهاست

امشب شب آنست که حاجات رواست

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 168

ای دوست مکن که روزها را فرداست

نیکی و بدی چو روز روشن پیداست

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 191

ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است

چون می‌نزند رهی ره او که زده است

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 194

این چرخ و فلکها که حد بینش ماست

در دست تصرف خدا کم ز عصاست

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 204

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور