جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 12بخش 12شاعر: جامیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامنقل کریںبزرجمهر را پرسیدند که کدام پادشاه پاکیزه تر؟ گفت: آن که پاکیزگان از وی ایمن باشند و گناهکاران از وی ترسند.نقل کریںشاه آن باشد که روشن خاطر و بخرد بودنیکوان را حال ازو نیکو، بدان را بد بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر نعمت که به مرگ زوال پذیرد آن را خردمند در حساب نعمت نگیرد عمر اگر چه دراز بود چون مرگ روی نمود از آن درازی چه سود؟ نوح علیه السلام هزار سال در جهان به سر برده است امروز پنج هزار سال است که مرده است قدر، نعمتی را بود که جاودانه باشد و از آفت زوال برکرانه بود.به نزد مرد دانا نعمت آنستجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 11اگلی نظمحجاج را گفتند: از خدای بترس و با مسلمانان ظلم مکن به منبر برآمد و وی بغایت فصیح بود و گفت: خدای تعالی مرا بر شما مسلط کرده است، اگر من بمیرم شما بعد از من از ظلم نخواهید رست به این فعل که شما راست، خدای تعالی را جز من بندگان بسیارند اگر من بمیرم یکی بتر از من بیاید.خواهی که شاه عدل کند عدل پیشه باشجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 13◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر نعمت که به مرگ زوال پذیرد آن را خردمند در حساب نعمت نگیرد عمر اگر چه دراز بود چون مرگ روی نمود از آن درازی چه سود؟ نوح علیه السلام هزار سال در جهان به سر برده است امروز پنج هزار سال است که مرده است قدر، نعمتی را بود که جاودانه باشد و از آفت زوال برکرانه بود.به نزد مرد دانا نعمت آنستجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 11
اگلی نظمحجاج را گفتند: از خدای بترس و با مسلمانان ظلم مکن به منبر برآمد و وی بغایت فصیح بود و گفت: خدای تعالی مرا بر شما مسلط کرده است، اگر من بمیرم شما بعد از من از ظلم نخواهید رست به این فعل که شما راست، خدای تعالی را جز من بندگان بسیارند اگر من بمیرم یکی بتر از من بیاید.خواهی که شاه عدل کند عدل پیشه باشجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 13