Toggle stanza 1
غمش تا در دلم مَأوا گرفته است
1
غمش تا در دلم مَأوا گرفته است
سرم چون زلف او سودا گرفته است
2
لب چون آتشش آب حیات است
از آن آب آتشی در ما گرفته است
3
هُمای همتم عمری است کز جان
هوای آن قد و بالا گرفته است
4
شدم عاشق به بالای بلندش
که کار عاشقان بالا گرفته است
5
چو ما در سایهٔ الطاف اوییم
چرا او سایه از ما وا گرفته است؟
6
نسیم صبح، عنبر بوست امروز
مگر یارم ره صحرا گرفته است؟
7
ز دریای دو چشمم گوهر اشک
جهان در لؤلؤ لالا گرفته است
8
حدیث حافظ ای سرو سمن‌بوی
به وصف قد تو بالا گرفته است

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور