قطعه شمارهٔ 33
شاعر: حافظ
Toggle stanza 1ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار
11
ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار
تا تن خاکی من عین بقا گردانی
22
چشم بر دور قدح دارم و جان بر کف دست
به سر خواجه که تا آن ندهی نستانی
33
همچو گل بر چمن از باد میفشان دامن
زانکه در پای تو دارم سر جانافشانی
44
بر مثانی و مثالث بنواز ای مطرب
وصف آن ماه که در حُسن ندارد ثانی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
به حق و حرمت آنکه همگان را جانی
قدحی پر کن از آنکه صفتش میدانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2880
کبر یک سو نِه اگر شاهد درویشانی
دیوِ خوشطبع بِه از حورِ گرهپیشانی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 614
اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِ
احمدِ شیخ اُوِیسِ حسنِ ایلخانی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 472
خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا
ای جلال تو به انواع هنر ارزانی
حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 32

