غزل شمارهٔ 69
شاعر: حافظ
Toggle stanza 1کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
11
کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست
22
چون چشمِ تو دل میبرد از گوشه نشینان
همراهِ تو بودن گُنَه از جانب ما نیست
33
روی تو مگر آینهٔ لطفِ الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
44
نرگس طلبد شیوهٔ چشمِ تو، زهی چشم
مسکین خبرش از سر و، در دیده حیا نیست
55
از بهرِ خدا زلف مَپیرای که ما را
شب نیست که صد عربده با بادِ صبا نیست
66
بازآی که بی روی تو ای شمعِ دل افروز
در بزمِ حریفان، اثرِ نور و صفا نیست
77
تیمارِ غریبان اثرِ ذکرِ جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهرِ شما نیست؟
88
دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
99
گر پیر مغان مرشدِ من شد چه تفاوت
در هیچ سری نیست که سِرّی ز خدا نیست
1010
عاشق چه کُنَد گر نَکِشَد بارِ ملامت
با هیچ دلاور سپرِ تیرِ قضا نیست
1111
در صومعهٔ زاهد و در خلوتِ صوفی
جز گوشهٔ ابروی تو محرابِ دعا نیست
1212
ای چنگ فروبرده به خونِ دلِ حافظ
فکرت مگر از غیرتِ قرآن و خدا نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
قانون ادب پرده در صورت و صدا نیست
زین ساز مگو تا نفست سرمه نوا نیست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 740
بسم اللّه الرحمن الرحیم و به نستعین
الحمدللّه الذی نور قلوب الصادقین بهدایة العرفان و الایقان و ابصر عیون السالکین بمدارع القلوب و البرهان و صلی اللّه علی النبی محمد و آله الداعین الی المغفرة و الرضوان.
شیخ محمود شبستریشیخ محمود شبستریمراتب العارفین
گلشن به فضای چمن سینه ما نیست
هر دل که نه زخمی خورد از تیغ تو وا نیست
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 94
صافی شوم از کون که در درد صفا نیست
بر عرش زنم جوش که در خمکده جا نیست
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69

