غزل شمارهٔ 273

شاعر: حافظ

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انباش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش
1
اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش
حریفِ خانه و گرمابه و گلستان باش
2
شِکَنجِ زلفِ پریشان به دستِ باد مده
مگو که خاطرِ عُشّاق، گو پریشان باش
3
گَرَت هواست که با خِضْر هم‌نشین باشی
نهان ز چشمِ سِکَندَر چو آبِ حیوان باش
4
زبورِ عشق نوازی نه کارِ هر مرغی است
بیا و نوگُلِ این بلبلِ غزل‌خوان باش
5
طریقِ خدمت و آیینِ بندگی کردن
خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
6
دگر به صیدِ حرم تیغ برمکش، زنهار
وز آن که با دلِ ما کرده‌ای پشیمان باش
7
تو شمعِ انجمنی، یک‌زبان و یک‌دل شو
خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش
8
کمالِ دل‌بری و حُسن در نظربازی است
به شیوهٔ نظر، از نادرانِ دوران باش
9
خموش حافظ و از جورِ یار ناله مکن
تو را که گفت که در رویِ خوب، حیران باش؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور