غزل شمارهٔ 298

شاعر: حافظ

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یق

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مقامِ امن و مِیِ بی‌غَش و رفیقِ شَفیق
1
مقامِ امن و مِیِ بی‌غَش و رفیقِ شَفیق
گَرَت مُدام میسر شود زِهی توفیق
2
جهان و کارِ جهان جمله هیچ بَر هیچ است
هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق
3
دریغ و دَرد که تا این زمان ندانستم
که کیمیایِ سعادتْ رَفیق بود رَفیق
4
به مَأمَنی رو و فرصت شمُر غنیمتِ وقت
که در کمینگهِ عُمرَند قاطِعانِ طَریق
5
بیا که توبه ز لَعلِ نگار و خندهٔ جام
حکایتی‌ست که عقلش نمی‌کُند تَصدیق
6
اگر چه مویِ میانَت به چون منی نرسد
خوش است خاطرم از فکرِ این خیالِ دَقیق
7
حلاوتی که تو را در چَهِ زَنَخدان است
به کُنهِ آن نرسد، صد هزار فکرِ عمیق
8
اگر به رنگِ عقیقی شد اشکِ من چه عجب
که مُهرِ خاتمِ لَعلِ تو هست همچو عقیق
9
به خنده گفت که «حافظ! غلامِ طبعِ توام»
ببین که تا به چه حدم همی کُند تحمیق

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور