بخش 8 - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب
Toggle stanza 1سخن هر چه گویم همه گفتهاند
11
سخن هر چه گویم همه گفتهاند
بَرِ باغِ دانش همه رُفتهاند
22
اگر بر درختِ برومند جای
نیابم که از بَر شدن نیست رای
33
کسی کو شَوَد زیرِ نخلِ بلند
همان سایه ز او بازدارَد گَزَند
44
توانم مگر پایهای ساختن
بَرِ شاخِ آن سروِ سایه فکن
55
کز این ناموَر نامهٔ شهریار
به گیتی بمانم یکی یادگار
66
تو این را دروغ و فَسانه مَدان
به رنگِ فُسون و بهانه مَدان
77
از او هر چه اندر خورَد با خِرَد
دگر بَر رَهِ رمز و معنی بَرَد
88
یکی نامه بود از گَهِ باستان
فراوان بِدو اندرون داستان
99
پراگَنده دَر دستِ هَر موبَدی
از او بَهرهای نزدِ هَر بِخرَدی
1010
یکی پهلوان بود دهقاننژاد
دلیر و بزرگ و خردمند و راد
1111
پژوهندهٔ روزگارِ نَخُست
گذشته سخنها همه باز جُست
1212
زِ هر کشوری موبَدی سالخَورد
بیاورد کاین نامه را یاد کرد
1313
بپرسیدشان از کیانِ جهان
وزان نامدارانِ فرخ مَهان
1414
که گیتی به آغاز چون داشتند
که ایدون به ما خوار بگذاشتند
1515
چگونه سَر آمد به نیک اختری
بر ایشان همه روزِ کُندآوری
1616
بگفتند پیشَش یکایک مَهان
سخنهای شاهان و گشتِ جهان
1717
چو بشنید از ایشان سِپَهبَد سَخُن
یکی ناموَر نامه اَفکند بُن
1818
چنین یادگاری شد اندر جهان
بر او آفرین از کهان و مهان

