بخش 9 - داستانِ دقیقی شاعر

Toggle stanza 1
چو از دفتر این داستان‌ها بَسی
1
چو از دفتر این داستان‌ها بَسی
همی‌خواند خواننده بَر هر کسی
2
جهان دل نهاده بدین داستان
همان بِخْرَدان نیز و هَم راستان
3
جوانی بیامد گُشاده زبان
سُخن گفتنِ خوب و طبعِ روان
4
به شعر آرَم این نامه را گفت مَن
از او شادمان شُد دلِ انجمن
5
جوانیش را خوی بَد یار بود
اَبا بَد همیشه به پیکار بود
6
بر او تاختن کَرد ناگاه مرگ
نهادش به سَر بر یکی تیره تَرگ
7
بِدان خوی بَد جانِ شیرین بِداد
نَبُد از جوانیش یک روز شاد
8
یکایک از او بخت برگَشته شد
به دستِ یکی بنده بر کُشته شد
9
بِرَفت او و این نامه ناگفته ماند
چُنان بختِ بیدارِ او خُفته ماند
10
الهی عَفو کُن گناهِ وُرا
بیَفزای دَر حَشْر جاهِ وُرا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور