بخش 1 - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود

Toggle stanza 1
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
1
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
2
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز
3
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
4
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
5
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
6
دو پاکیزه از خانهٔ جمّشید
برون آوریدند لرزان چو بید
7
که جمشید را هر دو دختر بدند
سر بانوان را چو افسر بدند
8
ز پوشیده‌رویان یکی شهرناز
دگر پاکدامن به نام ارنواز
9
به ایوان ضحاک بردندشان
بر آن اژدهافش سپردندشان
10
بپروردشان از ره جادویی
بیاموختشان کژی و بدخویی
11
ندانست جز کژی آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور