غزل شمارهٔ 57
شاعر: بیدل دهلوی
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قافیہ: سدیدهانددنیارا
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1گذشتگان که هوس دیدهاند دنیا را
11
گذشتگان که هوس دیدهاند دنیا را
به پیش خود همه پس دیدهاند دنیا را
22
دوامکلفت دل آرزو نخواهی کرد
در آینه دو نفس دیدهاند دنیا را
33
چوصبح هیچکس اینجا بقا نمیخواهد
هزار بار ز بس دیدهاند دنیا را
44
دل دو نیم چوگندم نمودهاند انبار
اگر به قدر عدس دیدهاند دنیا را
55
به احتیاط قدم زنکه عافیتطلبان
سگ گسسته مرس دیدهاند دنیا را
66
مقیدان به چه نازند ازین تماشاگاه
به چشم باز قفس دیدهانددنیا را
77
دمی به حکم هوس چشم آب باید داد
که دود آتش خس دیدهاند دنیا را
88
بهقدر جاه و حشم انفعال در جوش است
هما کجاست مگس دیدهاند دنیا را
99
چهآگهی وچهغفلت چهزندگیوچهمرگ
قیامت همهکس دیدهاند دنیا را
1010
وداع قافلهٔ اعتبارکن بیدل
همین صدای جرس دیدهاند دنیا را

