Toggle stanza 1
شور جنون در قفسی با همه بیگانه برآ
1
شور جنون در قفسی با همه بیگانه برآ
یک دو نفس ناله شو و از دل دیوانه برآ
2
تاب و تب سُبحه بهل‌، رشتهٔ زنّار گسل
قطرهٔ می! جوش زن و برخط پیمانه‌ برآ
3
اشک‌ کشد تا به‌ کجا ساغر ناموس حیا
شیشه به بازار شکن‌، اندکی از خانه برآ
4
چون نفس از الفت دل پای تو فرسود به گل
ریشهٔ وحشت ثمری از قفس دانه برآ
5
چرخ‌ کلید در دل وقف جهادت نکند
ارّه صفت‌ گو دمِ تیغت همه دندانه برآ
6
نیست خرابات‌جنون عرصهٔ جولان فنون
لغزش مستانه خوش است آبله پیمانه برآ
7
کرده فسون نفست‌، غرهٔ عشق وهوست
دود چراغی‌که نه‌ای از دل پروانه برآ
8
تا ز خودت‌نیست خبر درته‌خاکست نظر
یک مژه برخویش‌گشاگنج زویرانه برآ
9
ما ومن عالم‌دون جمله‌فریب است وفسون
رو به در خواب زن ازکلفت افسانه برآ
10
بیدل ازافسونگری‌ات خرس‌وبز آدم‌نشود
چنگ به هرریش مزن ازهوس شانه برآ

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور