غزل شمارهٔ 250
Toggle stanza 1سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
11
سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
برد ما را زآستانهٔ ما
22
بسکه در پردهٔ دل افسردیم
تار شد شوخی ترانهٔ ما
33
حرف زلف مسلسلی داریم
کیست فهمد زبان شانهٔ ما
44
جلوهکردیم و هیچ ننمودیم
نیست آیینه در زمانهٔ ما
55
شعلهٔ رنگ تا دمید نماند
بود پرواز ما زبانهٔ ما
66
خجلت اندود مزرع عرقیم
آب شد تا دمید دانهٔ ما
77
چون سحرگرمتاز حرمانیم
دم سردیست تازیانهٔ ما
88
از مقیمان پردهٔ رنگیم
بال و پر دارد آشیانهٔ ما
99
گوشهٔ دلگرفتهایم ز دهر
چونکمان درخود ستخانهٔ ما
1010
به فنا هم زخویش نتوان رفت
در میان غوطه زدکرانهٔ ما
1111
نقش پا شو، سراغ ما دریاب
هست ازین در رهی بهخانهٔ ما
1212
بیدل ز خوابهای وهم مپرس
ما نداریم جز فسانهٔ ما
زمین

